الغزالي
62
كيمياى سعادت ( فارسى )
و روا نيست هيچ مرد را كه جامهاى كه زنى داشته بود در پوشد به قصد شهوت يا دست به شهوت فرا آن جامه كند يا ببويد ، يا شاهسپر غم [ 1 ] يا سيب يا چيزى كه بدان ملاطفه كنند فرا زنى دهد يا از وى فرا ستاند ، يا سخن خوش و نرم گويد . و روا نيست زن را كه با مرد بيگانه سخن گويد ، الّا درشت و به زجر ، چنان كه حق - تعالى - گفت : انِ اتَّقَيتُنَّ فَلا تخْضَعْنَ بِالقَولِ فيَطْمَعَ الّذى في قلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلنَ قَولًا مَعْروفاً ، [ 2 ] زنان پيغامبر را مىگويد به آواز نرم و خوش با مردان بيگانه سخن مگوييد . و از كوزهاى كه زنى آب خورده باشد نشايد به قصد از جاى دهن او آب خوردن . حكيمى گويد كه اهل [ 3 ] بو ايوب انصارى ( رض ) و فرزندان وى هر كاسهاى كه از پيش رسول ( ص ) بر گرفته بودندى و انگشت و دهان وى به دو رسيده بودى ، ايشان انگشت همى بدان فروآوردندى تبرك را [ 4 ] . چون اندر اين ثواب باشد ، اندر آن كه به قصد كند بزه باشد . و از هيچ چيز حذر كردن مهمتر از آن نيست كه از آنچه به زنان تعلق دارد حذر كردن . و السّلام . بدان كه هر زن و كودك كه اندر راهگذر پيش آيد ، شيطان تقاضا كردن گيرد كه « اندر نگر تا چگونه است ؟ » بايد كه با شيطان مناظره كند و گويد : « چه نگرم ؟ اگر زشت باشد رنجور شوم و بزهكار ، و اگر نيكو بود چون حلال من نيست بزهكار شوم و حسرت و رنج با من بماند ، و اگر از پس وى فرا شوم عمر و دين به سر اندر دهم و باشد كه به مقصود نرسم . » و رسول ( ص ) را يك روز اندر راه چشم بر زنى افتاد ، از راه بازگشت و با خانه شد و با اهل خويش صحبت كرد اندر حال [ 5 ] و غسل كرد و باز بيرون آمد و گفت : « هرگه كه زنى پيش آيد چون شيطانى ، و شهوت حركت كند ، با خانه شويد ، با اهل خويش صحبت كنيد كه آنچه با اهل شماست همچنان است كه با آن زن بيگانه است . »
--> [ 1 ] شاهسپر غم ، ريحان سبز . [ 2 ] ( قرآن ، 33 - 32 ) ، اگر چنان است كه از خداى مىترسيد پس سخن به ناز مگوييد ( با مردان بيگانه ) كه آنگه طمع كند . در شما مردى كه در دل او بيمارى ( دوستى زنان ) است و سخن به آزرم گوييد و پسنديده . [ 3 ] اهل ، زن ( همسر ) . [ 4 ] براى بركت يافتن و خجستگى . [ 5 ] برفور با زن خويش همخوابگى كرد .